|
جمعه 26 اسفند 1390برچسب:, :: 20:18 :: نويسنده : ساوالان
این روزها چقدر دلم برات تنگ میشود... نمیدانم چرا... یاد چهارشنبه سوری که با هم جشن گرفتیم... یاد عید نوروز که با هم بودیم... یاد ورزش صبحگاهی در پارک... یاد قدم زدن توی خیابونهای شهر... یاد سبزه سبز کردنهامون... یاد تمرین موسیقی... یاد آواز خوندمونون... یاد شبهای رویایی با هم بودن... یاد خنده ها و گریه هامون... یاد خاطره هامون... یاد عشق خاطره انگیزمون... دلم تنگه برای همه خاطره ها و رویاهای بر باد رفته مون... دلم برات خیلی تنگ میشه...
نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |